حرفی برای گفتن دارم ...


 

اندیشه در نور و سکوت هنر معماری دیروز تا مسخ در ماهواره و شبکه اجتماعی امروز

نقش نور در معماری سنتی ایران اساسی بوده است. نور و شیشه نشان از شفافیت و آگاهی است . شیشه رنگی ارسی ها، حیاط ایرانی با آن حوض و شمعدانی هایش ، همه و همه سعیی است بر هر چه خیال انگیزتر کردن آن تا اوقاتی که افراد خانواده در کنار هم هستند هرچه خوشتر و خیال انگیزتر شود. شاه نشین خانه جای بزرگتر بود و نشان کرامتش بود

 

 

 

اما در مورد معماری مساجد نور تابیده شده از پنجره های ساقه گنبد ، همچنان سعیی است به واداشتن انسان – مومن و بی دین – به تفکر ! این معماری یک خانه ای اعیانی مدرن نیست که سعی در برانگیختن تحسین انسان داشته باشد! که قدرت و کبر وی را به رخ کشد!

 

اینجا در این نقطه ، در زیر این شعاع های نورانی ، در زیر شعر نقش های خیال انگیز اسلیمی های ایرانی ، اینجا ، لحظه تفکر است . انسان قرون گذشته که بر عکس انسان کنونی ، به نیروی یدی طلب روزی میکرد و همواره در تکاپو بود.... حالا این لحظه می باید لحظه ای متفاوت می بود... حالا لحظه، لحظه ایست که آهنگ زندگی از حرکتهای چند لا چنگش به سکوت سیاه می رسید ....

 

و اکنون لحظه تفکر است .... خداوندا من کیستم و کجایم .... خداوندم اکنون کجایی ؟ آیا ندایم درمی یابی ؟ و از آن سوی ! از دنیایی اسرار آمیز ندایی می رسید .... همین من بودم که ترا بدینجا کشاندم تا تو مرا بخوانی و من ترا اجابت گویم .... آیا این براستی ندائی آسمانی بود ؟؟؟! اما به راستی برای یک معمار این چه اهمیتی باید داشته باشد ؟ هرگز ! رسالت او در جذب ، دعوت ، تداعی مفاهیمی ارزشی و ایجاد انگیزش تفکر است . از اینجا بیش براستی پا از گلیم خویش فراتر نهادن است . حتی یک لامذهب نیز می تواند چنان مفهوم حریم ها را دریابد .... و فلسفه یگانگی روح عالم را بدین واسطه پاس دارد ..... آن گاه که او چنان گفتگویی در خفا دارد ..... این مهم نیست که به کدامین کیش است ، مهم اینست که یک روشنفکر که می داند که خدایی که او می خواندش همان روح یگانه است ... هم او که تجلی او نه تنها در روح بشری که در روح تمام کاینات است . پس باید رابطه تخریب شده ایرانی با ایزدش که فرآیند هایی تاریخی به ابتذال کشیده و از رابطه دوستی و عشق به رابطه کنیز و نوکری با صاحب خویش – که همواره بخاطر نیازهایی زمینی ، با ضجموره هایی دلخراش طلب شده - انجامیده ! خدایا پول ، ماشین ، شهرت میخواهم !.... اما روح یگانه دلخسته است ....چرا ضجموره ی کوته فکرانه؟ هر آنچه بخاطرش دل آزارم می سازی برایت فراهم آورده ام ..... در طلب آن براستی بکوش و شکرگذار باش، هر آنجه اعم از غذا ، مکان ، فضایی برای فراهم آوردن ارضای فرصت طلبی هایت ، قدرت طلبی هایت ، تمناهاو امیال ت .... همه برای توست . و من آن احمق کوچولوی سادیستی نیستم که چنین برایت ترسیم کرده اند – که تخم نیازهایی در درون تو بکارم و سپس آنرا برایت منع کنم و سپس از این بالا در لحظه جدال تو با خودت ،خنده سر دهم ! بهشت تو اینجا نیست که چنین بیمارگونه در طلبش میسوزی، زمان تو سپری شد و تو نفهمیدی که من ترا برای جنگیدن با خودت نیافریدم ...

ولی آنگاه که گوش جان نمی سپارید ، و چه تن ها که مصلوب نمیشوند ... آنها نمودی از من هستند ....مظلوم هستند آنها را دریابید ... و شما چنین می کنید !

 

که به راستی در دنیایی چند معنایی زیستن انسان امروزی.... حرکتهای او اعم از حرکت150 تا 2000 kg/h توهمات او و حتی شادی و خنده های مصنوعی اش ، ناشی از مسخره کردن همکیشان... شیعه یا سنی ؟!و دشمنی ها !...مواد مخدر فساد و تباهی هایی که در فیلم ها و سایت ها برایمان "عادی سازی" و بعد "فرهنگ سازی"میشوند ... بمدد تکنولوژِی، ریتم انسان امروز بصورتی کاذب سریع و سریعتر اما خودش در رخوتی خوفناک فرورفته ...

از انسانی که ساعتها جلوی ماهواره چون گونی سیب زمینی رها شده در مبل در حال هیپنوتیزم شدن، یا ساعتها در سایتی اجتماعی دچار حس زؤس بودن کند ، یا کودکی که ساعتها به بازی کلش... همه به "بدمشغولی" دچار! انسانی که باید فعال و بانشاط باشد و دنیای خود را بکاود و بسازد اما ریتم او همواره کند تر می شود یخ میزند بخواب میرود و ... کپک میزند و به تعفن میرسد...

 

اینچنین ذهن انسان امروزی دزدیده میشود...

جادوی هنری که به بد واداشته شد! جادوی سینما ! یا سریال های 1700 قسمتی که نگاههای گرم خانواده و همسران بهم را دزدید و ولنگاری ، مصرف گرایی ، تجمل گرایی ، خوش گذرانی کاذب ، مادی گرایی ودشمنی و تفرقه را ...عادی سازی کرد ! قطره آبی که مدتی مدید بر سنگ بچکد سنگ را سوراخ میکند. براستی اثر این خوراک های مسموم که بر انسان جهان سومی میخورانند چیست ؟ پس چرا هزینه داشتن ماهواره و شبکه اجتماعی در اروپا و آمریکا چنان کمرشکن است که فکرش را هم نکنند براستی تا بحال از خود پرسیده اید چرا شبکه های اجتماعی چون نقل و نبات به رایگان دربین ما فراوان است ؟ چرا شبکه های ماهواره ای هست که اینبار بجای تبلیغ "فسق و فجور" که هسته خانواده را نشانه رفته تا از هم بپاشد... اینبار شبکه هایی که دین و مذهب را نشانه رفته وتخم تفرقه میان مسلمانان میپاشد آیا از خود پرسیده اید 18 شبکه ماهواره ای متعلق به یک شخص آنهم بدون اسپانسر و تبلیغ تجاری ! چطور ممکن است ؟! یا جاذبه شبکه اجتماعی که ببهانه ملاقات با دوستان و فامیل و...افرادخانواده که اینبار در "خوابگاه " خود بجای "خانه گرم دیروز" در کنار هم اما دور از هم ...

 

 

 

 

کجاست هنرمند دیروزکه با طرح و نقش هایش انسان را به تفکر وامیداشت...

آگاهی نعمتی است ، دریابیم !

آری ! باید آنها را دریافت .... نشانه ها را میگویم!....

 

 

میفرماید:

... افلا تتفکرون ؟

به تعداد همه تان پویشی برای پیوستن است آنها را دریابید و به نداهای گمراه کننده تابوها و کوته فکرانی که در جدال با وحدت اند ... بی توجه باشید . وحدت فکر وحدت دینی وحدت انسانی وحدت جغرافیایی ... چرا که در عین داشتن مزیت دور نگه داشتن شما از پرتگاههای دروغین ، شما را از "من" نیز دور می سازد . پس همواره گوشهایتان را تیز کنید و چشم دل بگشائید که من همیشه و همواره در حال گفتگو با شمایم ، تنها اگر اندکی هیاهوی اطرافتان را خاموش سازید من را درک خواهید کرد ...

نویسنده : ا- کاظمی فرود